أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

36

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

حكايت فرموده ايشان را از سرعت عزيمت خود به جانب دار الجنان آگاه نمود و از عالم صبر و تحمّل ، وادىهاى پريشان پيمود . در اثناى آنكه درر و جواهر نصيحت و موعظت مىافشاند مركب سخن‌رانى به عرصهء وصيّت راند و گفت كه وصيّت من با شما آن است كه فرزند ارجمندم شاهباز بىقيد يعنى سلطان جنيد كه دست تربيت من او را تا غايت جاى پشت است « 1 » [ 45 ] و فضاى آسمان ولايت در زير بال اجلالش سايه‌اى به غايت پست ، « 2 » ولى عهد و جانشين من دانيد و در مضايق سلوك او را هادى خود ديده پى بر پى او رانيد تا خود را از سرگشتگى باديهء ضلالت باز رهانيد و مركب‌طلب را به منزلگاه اصلى « 3 » رسانيد « هذا ما عهدنا إليكم و العهدة فى الدّارين عليكم « 4 » » بعد از آن حضرت شيخ ابراهيم تنگناى جسمانى را بازپرداخت و اوج فضاى روحانى را نشيمن ساخت . و حضرت سلطان جنيد بر قانون ملّت بىعلّت از روى تميز به مراسم تكفين و تجهيز قيام نمود و بعد از دفن آن حضرت به علم ارشاد كه ماهچه‌اش مخبر از داعيهء سلطنت بلاد بود عالميان را اعلام فرمود . حضرت سلطان جنيد « 5 » عاليجاهى بود سقف خرگاه آسمان پناهش در هدايت و ارشاد اهل انتباه به اوج مهر و ماه پيوسته و به معنى بر مسند دين‌پناهى و به صورت بر تختگاه پادشاهى نشسته « 6 » . ركن اعظم ارشادش تحريض ارباب ارادت به غزو كفّار و جزو معظم تلقين اهالى بلادش تحريص اصحاب سعادت بر غزاى اهالى ادبار ، همه شب در ذكر آنكه ظلام ظلمت كفر

--> ( 1 ) . و : من تا غايت او را جاى نشست است . ( 2 ) . و : بست ( 3 ) . و : اجل ( 4 ) . ترجمه : اين پيمانى است كه ما با شما بستيم و تعهد در هر دو سرا با شماست . ( 5 ) . سلطان جنيد چون براى رسيدن به مقاصد خود عنوان « شيخ » را نامناسب مىدانست عنوان « سلطان » را برگزيده و به سلطان جنيد معروف گرديد . ( شاه اسماعيل اوّل ، ص 134 ) . ( 6 ) . در سلسلة النسب ( ص 50 ) آمده است كه : « او در علوم ظاهره درجه كمال داشت و هيچ يك از مشايخ سلسلهء صفويه به فضل و دانش » در حدّ او نبوده است .